فرشتگان

سپاس خدایی را که آفریننده آسمانها و زمین است و فرشتگان را رسولان خود گردانید

داستانی درمورد فرشتگان بیکار

روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که رفته پیش فرشته ها و به کارهای آنها نگاه می کند ، هنگام ورود ، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها به زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه هایی می گذارند.

مرد از فرشته پرسید: شما دارید چکار می کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.

مرد کمی جلوتر رفت. باز دسته بزرگ دیگری از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می کنند و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.

مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟

یکی از فرشتگان با عجله گفت: این بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهای خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته ، با تعجب از فرشته پرسید: شما اینجا چه می کنید و چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.

مرد پرسید چه جوابی :

آنگاه فرشته جواب داد :

فقط بگویند : خدایا شکر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/15ساعت 21:34  توسط داوود جلالی پور  | 

مأموران قبض روح

(حتي اذا جاء أَحَدَكم الموتُ تَوفَّتْهُ رُسُلُنا وهم لايُفرِّطون)_ (انعام:61)
"و چون مرگ يكي از شما فرا رسد فرستادگان ما جان او را مي گيرند و كوتاهي نمي كنند".
(قُلْ يتوفاّكم مَلَكُ الموتِ الّذي و كُلِّ بِكم) _(سجده:11)
"بگو فرشته ي مرگ كه بر شما گماشته شده است به سراغتان مي آيد".
فرشتگان در هنگام قبض روح مؤمنان پاك، بر آنها درود و سلام مي فرستند.
(الذين تَتَوفّاهم الملائكة طيبين يقولون سلامٌ عليكم) _(نحل:33)
"همانهايي كه فرشتگان (قبض ارواح) جانشان را مي گيرند در حالي كه پاكيزه و شادان هستند. مي گويند: درود تان باد".

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/09ساعت 9:35  توسط داوود جلالی پور  | 

ايمان به فرشتگان يعني چه؟

مطلب مورد بحث ما در اينجا ايمان به فرشتگان است كه يكي از اركان ششگانه ايمان مى باشد و معني آن: تصديق به وجود آنها و تصديق به اعمال و كردار آنهاست كه در دنيا و آخرت انجام مى دهند. و فرشتگان خلقي از مخلوقات خدايند، خداوند آنانرا براي عبادت خودش و انجام دستورهايش در دنياي هستي آفريده است، آنان را براي إجراي دستورات خود مى فرستد، و آنان مخلوقاتي از عالم غيب هستند كه ما آنها را با چشم مشاهده نمى كنيم، ليكن به آنها ايمان قطعي داريم كه هيچ شك و ترديدي در آن راه ندارد، زيرا خداوند و رسول الله (ص) از آنها بطور قطعي خبر داده اند تا ما بطور يقين به آنها ايمان آوريم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/25ساعت 9:52  توسط داوود جلالی پور  | 

فرشتگان از چه چيزي آفريده شده اند

 

فرشتگان از نور آفريده شده اند چنانكه در حديث آمده كه خـداوند سبحانه فرشتگان را از نور و ابليس را از آتش و بنى آدم را از گِل آفريده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/19ساعت 11:26  توسط داوود جلالی پور  | 

كارهائيكه فرشتگان به آن مكلّفند

فرشتگان كارهائي دارند و هر يك از آنها مكلّف به عمل معيني هستند و هيچ تأخيري در انجام آن كار را نمى كنند، بلكه فوراً آنرا انجام داده و خداوند را نافرماني نمى كنند.

خداوند مى فرمايد: )عَلَيْهَا مَلاَئِكَةٌ غِلاَظٌ شِدَادٌ لاَ يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ(6)(. [التحريم].

[بر آنان فرشتگان درشتخو و سخت رو (گمارده اند) كه خداوند را در آنچه به آنان فرمان دهد، نافرماني نكنند. و آنچه را كه فرمان مى يابند، انجام مى دهند].

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/13ساعت 15:1  توسط داوود جلالی پور  | 

تعداد حمل كنندگان عرش

حمل كنندگان عرش چهار فرشته اند و روز قيامت تعداد آنان زياد شده به هشت فرشته مى رسند.

و عرش خداوند از بزرگترين مخلوقات خداست كه روز قيامت هشت فرشته آنرا حمل مى كنند.

و اين بر قدرت و توانائي فرشتگان دلالت دارد، زيرا آنان اين عرش بزرگ را كه از بزرگترين مخلوقات خدا است بر دوش خود حمل مى كنند.

سوم: و تعدادي از فرشتگان مأمور وحي هستند چنانكه خداوند مى فرمايد: )يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى  مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ(2)(. [النحل].

[به اراده خويش فرشتگان را با وحي بر هركس از بندگانش كه بخواهد، نازل مى كند (با اين پيام) كه: هشدار دهيد: هيچ معبودِ (حقي) جز من نيست، پس از من پروا بداريد].

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/10ساعت 13:2  توسط داوود جلالی پور  | 

بعضي از اعمال و كردار فرشتگان

أولاً: فرشتگاني هستند كه مأمور جهنمند و نام آنان نگهبان است، و موكل به آتش و تعذيب جهنميان مى باشند.

دوم: فرشتگاني هستند كه مأمور به حمل عرش خداوند سبحانه و تعالي مى باشند، چنانكه خداوند مى فرمايد: )الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا(7)(. [غافر].

[كسانى كه عرش را حمل مى كنند و آنان كه پيرامون آن (عرش) هستند با ستايش پروردگارشان تسبيح مى گويند و به او ايمان دارند و براي مؤمنان آمرزش مى خـواهنـد(مى گويند:) پروردگارا، بخشايش و دانش تـو همه چيـز را فراگرفته است. پس آنان را كه توبه كرده اند، بيامرز].

و همچنين مى فـرمايد: )وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ(17)(. [الحاقة].

[و آن روز هشت (تن از فرشتگان) عرشِ پروردگارا را بر فرازشان بر مى دارند].

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/10ساعت 13:2  توسط داوود جلالی پور  | 

هر انسان دو فرشته با اوست

بر هر يك از انسانها دو فرشته مأموريت دارد، يكي بر سمت راست حسنات و نيكى هاي او را مى نويسد، و ديگري در سمت چپ او بديها را مى نويسد، چنانكه خداوند مى فرمايد: )إِذْ يَتَلَقَّى  الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ(17)مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ(18)(. [ق].

[وقتي دو فراگيرنده اي كه در سمت راست و سمتِ چپ نشسته اند، فراگيرند. هيچ سخني را بر زبان نمى آورد مگر آنكه نزدش نگهباني آماده(حضور) دارد].

اين فرشتگان در سفر و در إقامت با انسان هستند، و در تمامي أحوال، در نماز در سجود با او هستند و او را ترك نمى كنند مگر در بعضي از حالات خاصي مانند قضاي حاجت، و آنان گفتار و كردار او را مى نويسند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/05ساعت 12:19  توسط داوود جلالی پور  | 

فرشتگان نيت و قصد انسانها را مى نويسند

در حديث وارد است كه نيت و قصد آنچه در قلب بنى آدم است، و آنـرا در قلب مى گويد، و آنچه نيت مى كند كه آنرا انجام دهد فرشته آنرا مى نويسد.

به همين خاطر انسان اگر نيت نيك نمايد ثوابش به او مى رسد، و بر نيت بد نيز مجازات مى شود، زيرا نيت عمل قلبي است.

فرشتـگان مأمورند بر انسان از وقتى كه به سن بلوغ برسد تا اينكه از دنيا برود و آنان آنچه در دنيا از نيت و كردار و گفتار انجام داده مى نويسند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/04ساعت 14:11  توسط داوود جلالی پور  | 

جاهائيكه فرشتگان به آنجا مى روند

فرشتگاني هستند كه جهانگردند و در جستجوي حقله هاي ذكـر و درس هستند، و اگر حلقه اي از علم و دانش را ديدند به همديگر مى گويند: بيائيد كه نياز خود را پيدا كرديم.

و حلقه هاي ذكر بسيار است و از آنجمله عبارتند از:

1 ـ تلاوت قرآن، پس هركس قرآن را تلاوت كند ذكر خدا را بجا آورده است.

2 ـ و كسيكه نماز مى خواند ذكر خدا را بجا آورده است.

3 ـ و كسيكه تسبيح و تهليل و تكبير و استغفار و سپاس خدا كند ذكر خدا را بجا آورده است.

در اينجا فرشتگان اطراف و پيرامون آنها جمع مى شوند و شياطين از آنها دور مى شوند.

4 ـ كسيكه كتابهاي علمي را مطالعه مى كند و براي علم و دانش حلقه مى زند تا علم و دانش بياموزد ذكر خدا بجا آورده و فرشتگان پيرامون و اطراف وي جمع مى شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/04ساعت 14:7  توسط داوود جلالی پور  | 

جاهائيكه شياطين به آنجا مى روند

۱ ـ كسانيكه وقت خود را بيهوده صرف مى كنند مانند: مجالس موسيقي و ترانه و تئاتر (صحنهء نمايش)، شياطين پيرامون آنها جمع مى شود و فرشتگان از آنها فاصله مى گيرند.

2 ـ كسيكه عكس جاندار در خانه آويزان كند فرشتگان به خانه اش داخل نمى شوند چنانكه در حديث آمده: ((إنَّ الملائكة لا تدخل بيتاً فيه كلب ولا صورة)). [متفق عليه].

فرشتگان به خانه اي كه در آن سگ و عكس باشد داخل نمى شوند.

پس فرشتگان رحمت به خانه هائيكه در آن عكس وجود دارد داخل نمى شوند، حال اينكه اين عكسها بر ديوار آويزان باشد و يا در قالب و صندوق براي يادبودي و قشنگي ديوارها و خانه ها باشد. و اين عكسها كه جاندار هستند فرشتگان را فراري مى دهند و فرشتگان به چنين خانه هايي داخل نمى شوند.

ولي اگر عكسها براي ضرورت باشد مانند عكس شناسنامه، و گذرنامـه، و كارت شناسائى ، و گواهينامه، و مانند اينها، براي اينگونه عكسها استثناء وجود دارد، زيرا براي تعظيم گذاشته نشده است. و همچنين عكسهائيكه در قاليچه زير پا باشد مستثني است. و قصد ما عكسهائي است كه براي ياد بود و فخر نگهداري مى شود، و ضرورتي براي آنها وجود ندارد، اينهاست كه شياطين را بخود جلب مى كند، و فرشتگان را از خود مى راند و از ورود فرشتگان جلوگيري مى كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/21ساعت 18:53  توسط داوود جلالی پور  | 

به خاطر دوست داشتن فرشتگان آنان را يادآوري مى كنيم

ذكر و ياد آوري فرشتگان فقط براي علم و دانش و درك چيزي نيست چنانكه تاريخ را مطالعه مى كنيم، بلكه ما آنان را ياد آوري مى كنيم تا اينكه آماده شويم و بر حذر باشيم كه چيزي از بدى ها بر ما نوشته شود و روز قيامت مورد بازخواست خداوند قرار گيريم و مجازات شويم.

همچنين بخاطر دوست داشتن آنان را ياد آوري مى كنيم، زيرا خداوند آنانرا دوست مى دارد و همچنين ما آنان را دوست مى داريم زيرا نيكوترين و فرمانبردارترين مخلوقات خدايند.

چنانكه خداوند مى فرمايد: )كِرَامٍ بَرَرَةٍ(16)(. [عبس].             [(فرشتگاني) گرامي و نيكوكار].

خلاصه اينكه بايستي قدر و منزلت فرشتگان را بدانيم و آنانرا دوست بداريم، زيرا خداوند آنان را دوست مى دارد.

ولي كسى كه با فرشتگان دشمني كند و آنان را دوست ندارد، خداوند دشمن او خواهد بود. و كسيكه خـداوند با او دشمن شود قيامت او بلند شده و حالي نخواهد داشت.

خداوند مى فرمايد: )مَن كَانَ عَدُوًّا لِّلّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْكَافِرِينَ(98)(. [البقره].

[كسى كه دشمن خدا و فرشتگان او و رسولانش و جبرئيل و ميكائيل باشد، (بداند كه) خدا دشمنِ كافران است].

و كسيكه با آنان دشمني كند خداوند دشمن او خواهد بود.

و در پايان از خداوند عز وجل خواستارم كه ما و شما را ايمان صادق و علم و دانش مفيد و عمل و كردار نيك و صالح عطا فرمايد.

وصلى  الله على  نبينا محمد وعلى  آله وصحبه وسلم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/21ساعت 18:50  توسط داوود جلالی پور  | 

نشانه و تأثير ايمان به فرشتگان در زندگي انسان

ايمان به فرشتگان تأثير مهمي در زندگي روز مره انسان دارد، و اگر انسان دانست كه چنين است احتياط مى كند، و اگر دانست كه فرشتگاني مأمور بر او هستند و شب و روز از او نگهداري مى كنند، در اينحال احتياط مى كند تا اينكه چيزي بر او نوشته شود. آيا اگر بداند كه جاسوسي دنبال او مى باشد و از او مراقبت مى كند آيا احتياط نمى كند كه ممكن است حـرفي بزند و يا كاري انجام دهد كه به ضرر او تمام شود؟ پس چطور از فرشتگان پرهيز نمى كند در حاليكه او آنها را نمى بيند و بشر جاسوسها را مى بينند، كسيكه تو را نگهباني مى دهد و زير نظر قرار دارد مواظب خود خواهي شد، ولي فرشتگان تو را مى بينند و تو آنها را نمى بيني، ممكن است خود را از بشر پنهان كني و داخل خانه اي شوي، يا دري بر خود ببندي تا از تو با خبر نشود ولي فرشتگان در هر جا كه باشي با تو همراهند. خداوند عز وجل به آنان اين قدرت را داده تا هر جائيكه خداوند به آنها فرمان دهد برسند، به همين خاطر خداوند مى فرمايد: )وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ(10)كِرَامًا كَاتِبِينَ(11)يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ(12)(. [الإنفطار].

خداوند اينرا فرموده تا ما مواظب خود باشيم.

واين ثمره ايمـان بـه فرشتگان است كه انسان مواظب گفتار و كردار بد خود خواهد بود، تا اينكه بر او چيزي نوشته نشود، وگرنه روز قيامت مجازات خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت 19:14  توسط داوود جلالی پور  | 

تفاوت شان باهم

فرشتگان، همانطور كه در آفرينش باهم متفاوتند در داشتن قدرت و تواناييها نيز باهم تفاوت دارند و جز خدا، كسي از حقيقت آن آگاه نيست.
(
الحمد لله فاطر السموات والارض جاعل الملائكة رُسُلاً أُولي اجنحة مثني و ثالث و رباع يزيدُ في الخلق ما يشاء ان الله علي كل شيءٍ قدير) _(فاطر
:1)
"
ستايش خداوندي را سزاست كه آفرينندهي آسمانها و زمين است و فرشتگان را با بالهاي دوتا دوتا و سه تا سه تا و چهار تا چهار تايي كه دارند مأمور كرد. او هرچه بخواهد ر آفرينش مي افزاد چرا كه خدا بر هر چزي توانا است
".
يعني خداوند فرشتگان را بالدار معرفي نموده كه برخي از آنها دوبال و برخي سه بال و برخي داراي چهار و يا بيشترند و اين نشانه ي تفاوت در استعداد و تواناييها و سرعت و قدرت انتقال آنها مي باشد
.
سلم از ابن مسعود روايت مي كند كه پيامبر (ص) جبرئيل (ع) را ديد كه ششصد بال داشت
.
كثرت بالها، دليل داشتن قدرت، تواناي و سرعت در انجام دستورات پروردگار و تبليغ پيامهاي او مي باشد
.
(
وما منا الا له مقامٌ معلوم و انا لنحن الصافون  و انا لنحنُ الْمُسبِحون)_ (صافات
:165).
"
هر يك از ما مقام مشخص و جايگاه جداگانه اي داريم و ما جملگي به صف ايتساده ايم و به تسبيح خدا مشغوليم
".
ابن كثير گفت: هر يك از فرشتگان داراي جايگاه ويژه و خاص خود در آسمانها هستند و از نظر عبادات، درجات و سلسله مراتب مخصوصي دارند و از آن تجاوز و سركشي نمي كنند
.
ابن عساكر در ترجمه كتابي از محمد بن خالد كه به پدر عبد الرحمن ابن العلاء ابن سعد استناد داده، و او از جمله ي كساني بود كه روز فتح(مكه) بيعت كرد، گويد: پيامبر خدا صلي الله عليه وسلم روزي به كساني كه در كنارش نشسته بودند فرمود: (أطَّتْ السماء و حُقّ لها اَنْ تئط، ليس فيها موضع قدم الا عليه ملك راكع او ساجد، ثم قرأ: (وما منا الا له مقامٌ معلوم، و انا لنحنُ الصافون و انا لنحنُ المسبحون"). آسمان ناله كرد و حق دارد ناله كند. و جاي پايي در آن خالي نيست مگر اينكه فرشته اي بر آن بركوع و سجود مشغول است. سپس اين آيه را خواند... (ترجمه از پش گذشت).

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/10ساعت 11:52  توسط داوود جلالی پور  | 

طبيعت و سرشت فرشتگان

سرشت و طبيعت فرشتگان بر اساس اطاعت محض و انجام دادن اوامر و دستورات خداوند و فروتني و كرنش در برابر عظمت و جبروت او مي باشد. آنها با اراده و خواست پروردگار در كارها و او مربوط به دنيا مداخله و تصرف مي كنند. خدا مربي و مالك آنهاست و آنها هم از طرف خود قادر به انجام هيچ چيز و هچ كاري نمي باشند.
(
يخافون ربَّم مِنْ فوقِهِم و يفعلون ما يُؤْمَرون)_ (نحل:50).
"
فرشتگان از پروردگار خود كه حاكم بر آنان است مي ترسند و آنچه بدانان دستور داده شود انجام مي دهد".
(
بل عبادُ مكرمون لايسبقونَهُ بالقولَ وهم بأمرِهَ يعلمون. يعلمُ ما بين ايديهم وما خلفهم ولا يشفعون الا لمن ارتضي و هم مَنْ خشيتهَ مشفقون)_ (انبياء:27)
"
بلكه (فرشتگان) بندگاني گرامي و محترم هستند. آنان در سخن گفتن بر او پيشي نمي گيرند و تنها به فرمان او كار مي كنند. خداوند اعمال گذشته و حال و آينده ي ايشان را مي داند و آنان هرگز براي كسي شفاعت نمي كنند مگر براي آن كسي كه خدا از او خوشنود است و هميشه از خوف خدا ترسان وهراسانند".
(
لايعصُون اللهَ ما أمْرَهم و يفعلون ما يُؤْمرون) (تحريم:6)
"
از خدا بدانچه پدينشان دستور داده است نافرماني نمي كنند و همان چيزي را انجام مي دهند كه بدان مأمور شده اند".
امام بخاري روايت مي كند كه پيامبر (ص) فرمود: "اذا قضي الله الامر في السماء ضربت الملائكه بأجنحتها خضعانا لقوله كأنه صلصلة علي صفوان فاذا فزع عن قلوبهم قالوا: ما ذا قار بكم؟ قال الحق، وهو العلي الكبيرهر گاه خداوند در آسمان حكمي صادر كند فرشتگان فروتنانه به فرمان او بالهايشان را برهم مي زنند مانند صداي صاف بر صخره ي مرمري. پس وقتي كه وحشت از دل مردمان بر طرف شد گويند: پروردگارتان چه گفت؟ گويند: حق گفت و او بلند مرتبه و بزرگوار است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/10ساعت 11:48  توسط داوود جلالی پور  | 

آورنده ي مژده ها

مسلم از ابو هريره (رض) روايت مي كند كه پيامبر (ص) فرمود: مردي براي ديد و باز ديد برادرش به روستاي ديگري رفت. خداوند فرشته اي را در مسيرش به كمين نهاد. هنگامي كه به او رسيد گفت: كجا مي روي: گفت: مي خواهم پيش برادرم در همين روستا بروم گفت: آيا نياز و حاجتي نزد او داري تا برايت بر آورده كند؟ گفت خير. جز اينكه به خاطر خدا او را دوست دارم.  گفت: خداوند مرا نزد تو فرستاد تا به تو اعلام كنم كه او ترا دوست دارد به خاطر آنچه كه تو برادرت را دوست داري.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 12:4  توسط داوود جلالی پور  | 

تبريك و تهنيت فرستادن فرشتگان و تواضع و فروتني آنها نسبت به اهل علم

ابي درداء(رض) از پيامبر خدا (ص) روايت مي كند كه فرمود: "ان للملائكةَ لتضع أجنحتها لطالب العلم رضا بما يصنع" فرشتگان رضامندانه بالهايشان را براي طالبان علم، به خاطر آنچه كه انجام مي دهند، فرو مي نهند.
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 12:3  توسط داوود جلالی پور  | 

فرشتگان جهت استماع آيات قرآن به هنگام تلاوت آن فرود مي آيند

ابو سعيد خدري (رض) از اسيد بن حضير روايت مي كند: شبي كه در سكوي جلو منزل مشغول تلاوت قرآن بود، ناگهان اسبش خيز برداشت. قرائت را ادامه داد. بار ديگر اسب خيز برداشت باز قرائت را ادامه داد اسب باز هم خيز برداشت. اسيد گفت: ترسيدم كه اسب، يحيي (كه نزديك اسپ خوابيده بود) را لگد زند. پيش او رفتم. سايه مانندي را بالاي سرم حس كردم كه در ميان آن شئ نوراني در هوا بالا مي رفت تا از نظرم نا پديد گشت. صبح پيش رسول خدا (ص) رفتم و خدمتش عرض كردم: اي رسول خدا! ديشب در سكوي جلو منزل، مشغلو تلاوت بودم كه ناگهان اسبم از جا پريد. رسول خدا فرمود: ابن حضير به تلاوتت ادامه مي دادي گفتم: قرائت را ادامه دادم. باز اسب از جا پريد. رسول خدا فرمود: ابن حضير! به تلاوتت ادامه مي دادي. گفت: قرائت راادامه دادم. باز هم اسب از جا پريد. رسول خدا فرمود: ابن حضير تلاوت را ادامه مي دادي. گفت: من از قرائت دست كشيدم چون يحيي نزديك اسب خوابيده بود و من ترسيدم كه مبادا به او لگد زند. نا گهان سايه مانندي را ديدم كه چيزي نوراني در ميان آن بالا مي رفت تا از نظرم نا پديد گشت.
رسول خدا فرمود: آنها فرشتگان بودند و به تلاوت تو گوش مي دادند و اگر تلاوتت را ادامه مي دادي مردم آنها را بدون پرده مي ديدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 11:34  توسط داوود جلالی پور  | 

فرشتگان از دوستان و دشمنان خدا با خبر مي شوند

پيامبر خدا (ص) مي فرمايد: هر گاه خدا بنده اي را دوست بدارد جبرئيل (ع) را مي خواند و مي فرمايد: من فلاني را دوست دارم تو نيز دوستش بدار. پس جبرئيل نيز او را دوست مي دارد. سپس در آسمان ندا سر مي دهد و مي گويد: خداوند فلاني را دوست دارد شما نيز او را دوست بداريد. اهل آسمان نيز او را دوست مي دارند سپس مورد قبول زمينيان نيز واقع مي شود و هر گاه با بنده اي دشمني كند جبرئيل (ع) را فرا خوانده و  مي فرمايد: من با فلاني دشمن هستم تو هم با او دشمن باش. و جبرئيل با او دشمن مي شود. سپس به اهل آسمان اعلام مي كند كه خداوند با فلاني دشمن است شما نيز او را دشمن خود بداريد. سپس دشمني و كينه ي زمينيان را برايش قرار مي دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 11:26  توسط داوود جلالی پور  | 

انسان بر فرشتگان برتري دارد

ظاهراً آدمي شايسته تر از فرشتگان است و اين برتري و شايستگي موقعي ثابت شد كه فرشتگان از پاسخ دادن به نامهاي كه خداوند به آنها عرضه داشت، در مانده و عاجز شدند و در اين ميان آدم درست و صحيح به تك تك آنها پاسخ داد. بنا بر اين خداوند، آدمي را از جهت علم و معرفت ويژه ي خود و شناخت و ادراك اشياء، بر فرشتگان برتري داد.
همچنين در آيه اي كه خداوند به فرشتگان دستور مي دهد تا بر آدم سجده برند به برتري و شايستگي انسان اشاره دارد.
(و علم آدم الاسماء كلَّها ثمَّ عَرَضَهُمْ علي الملائكةِ فقال أنبئُوني بأسماءِ هؤلاءِ ان كنتم صادقين، قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمْتَنا انك أنتَ العليم الحكيم قال يا آدمُ أنبئهم بأسمائه، فلما أنبأهم بأسمائهم قال الم أقُلْ لكم اني أعلَمُ غيب السمواتِ والرضِ و أعلمُ ما تُبدون وما كنتم تكتمون و اذ قُلنا للملائكةِ اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس أبى واستكبر و كان من الكافرين)_ (بقر:30).
"سپس به آدم نامهاي همه را آموخت سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مي گوييد اسامي اينها را بر شماريد فرشتگان گفتند: منزهي تو، ما چيزي جز آنچه به ما آموخته اي نمي دانيم. تو دانا و حكيمي. فرمود: اي آدم، آنان را از نامها (و خواص و اسرار اين) پديده ها آگاه كن هنگامي كه آنها را از اين نامها آگاه نمود خداوند فرمود: به شما نگفتم كه من غيب (و راز) آسمانها و زمين را مي دانم و از آنچه شما آشكار مي كنيد يا پنهان مي داشتيد نيز آگاهم؟ و هنگامي كه به فرشتگان گفتيم: به آدم سجده ببريد. همگي سجده بردند جز ابليس كه سرباز زد و تكبر ورزيد و از زمره ي كافران شد".
از طرف ديگر، مي دانيم كه عبادت و طاعت فرشتگان امري ذاتي و فطري است و گناه نكردن آنها به خاطر مجاهده و مبارزه با نفس نمي باشد؛ زيرا آنها فاقد شهوت اند. بنا بر اين عبادت و ترك گناه و معصيت براي آنها هيچ فضيلتي به همراه ندارد. مانند جريان گردش خون، تپش قلب و فعاليت دستگاه تنفسي كه به طور مداوم و اجباري صورت مي گيرد، ولي انسان با هوي و آرزوهاي نفساني خود مبارزه مي كند با شيطان به جنگ بر مي خيزد و اطاعت و فرمانبرداري خداوند را با جان مي پذيرد و براي تكميل شخصيت و ترقي روحي و معنوي خود با ميل و رغبت تمام به تلاش و كوشش خستگي نا پذيري دست مي زند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 17:20  توسط داوود جلالی پور  | 

فرشتگان از چه آفريده شده اند؟

فرشتگان از نور آفريده شده اند، همانطور كه انسان از خاك و پريان از آتش خلق شده اند. مسلم از حضرت عايشه (رض) روايت كرده كه پيامبر (صلي الله عليه وسلم) فرمود: "خُلِقت الملائكة من نور، و خلق الجان من مارج من نار و خلق آدم مما وصف لكم".
فرشتگان از نور و پريان از شعله آتش و انسان از آنچه كه رايتان توصيف شده، (خاك) آفريده شده اند.
مأوي و مسكنشان آسمان است و به فرمان خدا از آنجا نازل مي شوند.
احمد و بخاري از ابن عباس روايت مي كنند كه رسول خدا (ص) به جبرئيل فرمود؛ چرا هر چه بيشتر به زيارت و ديدرا ما نمي آيي؟ اين آيه نازل شد:
(و ما نتزلُ الا بأمرِ رَبِّكَ لهُ ما بين ايدينا و ما خلفنا و ما بين ذلك و ما كان رَبُّك نسيّاً)_(مريم:64).
"ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمي آييم. ازآن او است آنچه پيش روي ما و آنچه پشت سر ما و آنچه ميان اين دو است و پروردگارت فراموشكار نبوده".
فرشتگان پيش از انسان آفريده شده اند و خداوند به آنها خبر داده كه به زودي انسان را مي آفريند و به عنوان نماينده و جانشين خود در زمين قرار مي دهد.
(اذ قال ربُّك للملائكة اني جاعلٌ في الأرض خليفة قالوا اتجعلُ فيها مَن يُفسدُ فيها و يسفِكُ الدماءَ و نحنُ نسبحُ بحمدكَ و نقدِّسُ لك. قال اني اعلمُ مالا تعلمون)_ (بقره:30).
"زماني (را ياد آوري يكن) كه پرودگات به فرشتگان گفت: من در زمين جانشيني بيافرينم. گفتند: آيا در زمين كسي را به وجود مي آوري كه فساد و تباهي راه مي اندازد و خونها خواهد ريخت و حال آنكه ما به حمد و ستايش و طاعت و عبادت تو مشغوليم؟ گفت: من حقايقي را مي دانم كه شما نمي دانيد".

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 17:19  توسط داوود جلالی پور  | 

فرشتگان

ملأ الاعلي يا فرشتگان موجوداتي لطيف، غيبي، نا محسوس و فاقد اندام جسماني اند و با حواس ظاهري ادراك نمي شوند. از جهان ماوراي طبيعه يا غيبي اند و حقيقتشان را جز خدا كس نمي داند.
از شهوات حيواني، گرايشهاي نفساني و گناهان و اتشباهات پاك و مبرا هستند. فرشتگان متعلق به جهان ديگري اند و مانند انسان خوردن، نوشيدن، خوابيدن و مذكر و مؤنث ندارند. ذاتاً مستقل و قائم به نفس خود هستند و از تمام حالات و ويژگيهاي مادي انساني بدورند. داراي نيرو و قدرت ويژه اي هستند كه با آن مي تواننند در قالب وشكل بشري يا دگر صورتهاي حسي در آيند. حضرت جبرائيل (ع) در شكل و شمايل بشري، بر حضرت مريم (ع) ظاهر شد.
واذكُرْ في الكتاب مريم اذانتبذتْ من اَهلها مكاناً شرقياً. فاتخذتْ من دونهم حجاباً فأرسلْنا اليها روحَنَا فَتَمثَّل لها بشراً سويّا)_ (مريم:16-17).
"(اي پيامبر) در كتاب از مريم سخن بگو: آن هنگام كه در نايحه ي شرقي از خانواده اش كناره گرفت و پرده اي ميان خود و ايشان افكند. ما جرئيل (فرشته ي) خويش را به سوي او فرستاديم درشكل انسان كامل خوش قيافه اي بر مريم ظاهر شد".
و جماعتي از فرشتگان به شكل انسانهايي كا حامل مژده و بشارت بودند، بر حضرت ابراهيم (ع) ظاهر شدند و او گمان برد كه آنها مهمانند و برايشان غذا حاضر كرد.
(و لَقَدْ جاءَتْ رُسُلنا ابراهيم بالبشرى قالوا سلاماً قالَ سلامٌ فما لَبثَ اَنْ جاء بعجل حنيذٍ فَلَمَّا رأي ايديهم لا تصلُ اليه نكرَهُمْ و اوجَسَ منهم خيفة قالوا لا تخف انا ارسلْنا الي قوم لوط وامرأتُهُ قائمة فضحكتْ فبشرناها باسحاق و مِنْ وراء اسحاق يعقوب، قالتْ يا ويْلتا أَأَلِدُ و انا عجوزٌ و هذا بعلي شيخاً ان هذا لشىءٌ عجيب. قالو اتعجبين من أمرِ الله رحمةُ الله و بركاتُهُ عليكم اهل البيت انه حميدٌ مجيد)_ (هود:69-73).
"فرستادگان (فرشته) ما همراه با مژدگاني، به پيش ابراهيم آمدند و بدو سلام كردند، ابراهيم جواب سلام ايشان را داد، آنگاه هر چه زودتر گوساله ي برياني را برايشان آورد. هنگامي كه ديد آنان دست به سوي آن دراز نمي كنند. لذا از ايشان رميد و بد شان ديد و هراسي از آنان به دل راه داد. گفتند: مترس. ما (فرشتگان خدائيم و) به سوي قوم لوط روانه شده ايم. همسر ابراهيم ايتساده بود. خنديد. ما بدو مژده ي (تولد) اسحاق و به دنبال وي (تولد) يعقوب را داديم... گفت: اي واي! آيا من كه پير زني هستم و اين هم (ابراهيم) شوهرم كه پير مردي مي باشد، فرزندي مي زايم! اين چيز شگفتي است. گفتند: آيا از كار خدا شگفت مي كني؟ اي اهل بيت، رحمت و بركات خدا شامل شما است. بيگمان خداوند ستوده و بزرگوار است".
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 17:16  توسط داوود جلالی پور  | 

هدف از آفرینش فرشتگان الهی چیست؟

آفرینش تمام موجودات و از جمله فرشتگان دارای هدف است. هدف از آفرینش هر موجودی، داشتن و دست یافتن به کمالات وجودی است که برای آن‏ها امکان دارد. با این تفاوت که برخی از موجودات مانند جن و انس، هدف آن‏ها تدریجی و در سایه تلاش حاصل می شود اما برخی از موجودات مانند فرشتگان، آن اندازه از کمال که برایشان امکان دارد، به صورت فعلیّت یافته برای آن‏ها حاصل است.فرشتگان از نوع مجردات می باشند. چنین موجوداتی فوق زمان و مکان، عاری از تغییر و تحول و... هستند. این موجودات آفریده شده‏اند تا به حسب مرتبه و قابلیت وجودی، از رحمت الهی برخوردار شوند. مسئله استعداد داشتن و شکوفایی استعداد برای آن‏ها مطرح نیست. ملائکه الهی از ابتدا همه کمالاتی را که برای شان امکان و قابلیت داشته، به صورت بالفعل دارا هستند. برخی از روایات و آیات بر این مسئله دلالت دارند: شاید بتوان از این تعبیر استفاده کرد که هیچ فرشته‏ای از مقام خود نمیتواند بالاتر رود. این گونه آفریده شده و تا آخر همان خواهد بود.از آیه اوّل سوره فاطر به دست می آید که خداوند، فرشتگان را واسطه میان خود و عالم مشهود قرار داده است. با تعبیر "رسل" همه ملائکه را وسایطی میان خود و مخلوقاتش در اجرای اوامر تکوینی و تشریعی دانسته، با این بیان مشخص می شود که حکمت آفرینش آن‏ها تنها عبادت نیست.فرشتگان کارگزاران الهی و مأمور اجرای امور عالم تکوینی هستند و وظایف سنگینی بر عهده آن‏ها است که در ذیل به برخی از آن‏ها اشاره می کنیم:أ) حامل و رساننده وحی به پیامبران می باشند.(1)ب) نزول امر الهی به دست فرشتگان است، یعنی در تدبیر جهان که به امر الهی انجام می گیرد، اینان عامل اجرایی اند و آن را پیاده می کنند.(2)ج) دسته‏ای از فرشتگان حاملان عرش خدا و آنان یا دسته‏ای دیگر شفاعت کنندگان مؤمنان هستند.(3)د) لعن بر کفّار نیز از کارهای فرشتگان است.(4)ه') بشارت دادن به مؤمنان هم از کارهای اینان است. طبق قرائن این بشارت به هنگام احتضار داده میشود.(5)و) نوشتن کردار بندگان خدا از کارهای دیگر فرشتگان است.(6)ز) امداد مؤمنان از دیگر کارهای آنان است.(7)پی نوشت‏ها: 1. نمل (27) آیه 102؛ بقره (2) آیه 97؛ عبس (80) آیه 16 و نمل (16) آیه 2.2. سجده (32) آیه 5 و معارج (70) آیه 4.3. مؤمن (40) آیه 7 و نجم (53) آیه 26.4. بقره (2) آیه 161 و آل عمران (3) آیه 87.5. فصّلت (41) آیه 30.6. انفطار (82) آیه 11؛ یونس (10) آیه 21؛ زخرف (43) آیه 80 و ق (50) آیه 18.7. آل عمران، آیه 124 و تحریم (66) آیه 4.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 16:53  توسط داوود جلالی پور  | 

مــــيــــكائـــــيـل


ميكال (ميكائيل) فرشته مقربي است كه يهود و مسيحيان وي را ميشل مي نامند.نام وي فقط يكبار در قرآن مجيد آيه ۹۲ از سوره بقره مذكور است: كسي كه دشمن خدا و پيغمبران و فرشتگان و جبرئيل و ميكال باشد بداند كه خدا دشمن كافران است...

درباره اين آيه مطالبي بيان شده است. از جمله اينكه يهوديان براي آزمايش نبوت پيامبر از وي سوالاتي كردند و جوابهاي كافي شنيدند. در آخر پرسيدند: ملك واسط ميان تو و خدا كيست؟ پيامبر جواب داد: جبريل. آنها گفتند جبريل دشمن ماست زيرا فرشته ويراني و فقر است اما ميكائيل هميشه حامي ما بوده و فرشته نعمت و سلامتي است. اگر ميكائيل واسطه وحي مي بود به تو ايمان مي آورديم (تفسير طبري - جلد ۱ ص ۳۲۴).

در منابع يهود، مدركي كه بر خصومت جبرئيل با يهود دلالت كند در دست نيست اما نسبت به ميكائيل مطالبي كه مويد مطلب فوق باشد وجود دارد. در كتاب دانيال، ميكائيل امير بزرگ و حامي قوم اسرائيل معرفي شده و بموجب لاويتا، ميكائيل اولين كسي است كه شيطان را به تعظيم و سجده آدم واداشت. در كتاب اخنوخ، وي حامي بهترين افراد انسان شناخته شده است. در عهد جديد، ميكائيل با شيطان نزاع مي كند و به موجب مكاشفات يوحنا، ميكائيل و فرشتگانش با اژدها مي جنگند و اژدها را مغلوب مي سازند.

بنابر احاديث اسلامي، جبرئيل و ميكائيل اولين فرشتگاني هستند كه به آدم سجده كردند و بر خلاف ايشان، ابليس از تعظيم و سجده خود داري نموده است
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 16:40  توسط داوود جلالی پور  | 

عـــزرائـیـــــــــل

عزرائیل فرشته ی مرگ اولین فرشته ای که خاک انسان را برداشت
ینچنین عزرائیل که توانسته بود برای آفرینش انسان از زمین خاک بردارد،مامور گرفتن جان آدمیان و باز پس دادن این امانت به زمین شد
عزرائيل وهمکارانش در شب و روز به طور هميشه به تخليهء اجساد از ارواح مصروف بوده و چون خالی کنندگان بوجی های گندم در گدام فعال اند، که ابدان تخليه شده از ارواح را به جانب انسانها انداخته، اولاد بشر آن را مرده گفته اکثراً در خاک و يا بعضاً به آتش و غيره نابود می سازند.
آيا ميدانيد که عزرائيل عليه السلام چطور ميداند که اجل فلان رسيد ديگرهيچ چيزی قابل خوردن و نوشيدن و يا رفتن و يا ديدن و غيره از وی در جهان باقی نمانده است؟
در آثار رسيده که عزرائيل عليه السلام به زير درختی به حواشی عرش عظيم به ثنای خداوند جل جلاله مشغول است که همزمان نظرش به برگی از آن افتد که برعکس برگهای دنيا باشد و آن را می بيند که اسم، ولد و محل بود و باش و يا اينکه به کجا قبض روحش بايد کرده شود با غيره خصوصيات در آن مندرج است او فوراً چهار تن از همکاران خويش را برای تحقيق مطالب ذيل می فرستد تا آنها تصديق آورده سپس روحش را قبض کند.

آيا ميدانيد ؟ اگر ملک، گرفتن روح بعضی اشخاص را در مملکت يا جای ديگر اطلاع دهند که مقرر است در حال عزرائيل عليه السلام کيفيت را به حضرت الهی عرض و از آنجا قبول دعايش واقع شده فوراً به قلب اقارب وی الهام اندازد که او را به فلان جايها به غرض تداوی ببرند، ازينرو او را به خانه پدر و غيره جايها يا وطن مألوفش ميرسانند، اين رفتن و در آنجا جان به جان آفرين سپردن باشد و بس. چنانکه ديده باشند برخی را به خارج و جايهای دور به غرض تداوی می برند چون قبض روحش در آنجا مسلم بوده از آنجا مرده اش را باز گردانند.

آيا ميدانيد ؟ اگر ملکی اطلاع دهد که از او فلان چيز يا فلان ادويه برای خوردن مانده تا بايد مدت بعد آن را صرف کند هکذا به اذن الله عزرائيل عليه السلام خود و يا توسط ملک ديگر دهان شخص را از خوردن باز دارد و به حالت سکر يا عدم اشتها تا روز موعود او را نگاه ميدارد و به کلی هيچ چيز نمی خورد و نمی نوشد. پس از انقضای آن مدت باری چشم باز کرده ميل خوراک نمايد اوليا اش فوراً خوراک مطلوبش را به وی داده و او مقدرهء خويش را خورده سپس جان به حق تسليم نمايد و ازين قبيل مثالهای بسياری در وقايع دور و پيش ديده و شنيده باشيد.

آيا ميدانيد ؟ که اين چنين از بعضی اشخاص چند جمله با کسی مانده و بس، ولی آن کس به جای دور يا کدام شهر باشد ديگر ازو چيزی نمانده است فوراً گفتارش را ملک مؤظف بند نمايد، فقط شخص مستحضر برای مدتها لُق لُق به اشخاص ديده و چيزی نگويد و اگر گويد نشنود و يا اکراه از گفتار مردم دارد تا آنکه مدت بعد آن شخص موعود آيد همين که او رسيد به يک بارگی اين کس (مريض) به گفتار آمده آنچه لازم است گويد سپس دير يا زود بميرد.

آيا ميدانيد ؟ که از بعضی اشخاص نفس کشيدنش خلاص شده فقط چند نفس مانده است که آنهم بايد چند روز بعد بکشد، در چنين صورت ملک موظف نظری در قلبش کرده ظاهراً او سکته نمايد و شخص بدون نفس کشيدن باشد حتی بعضی را تکفين و تدفين کنند پس از زمانی از قبر او را زنده بر آرند و نفس های باقيمانده را تمام کند.

آيا ميدانيد ؟ ازينجاست در شريعت اسلام راجع به مردمی که به سکته قلب مرده اند مقرر است تا لااقل بيست و چهار ساعت دفن او را معطل شود، پس از تدفين هم بايد در برابر دهنش در قبر چيزی سوراخدار مانند نی را گذاشته متوجه باشند که اگر آوازی از وی شنيده شد فوراً او را برآرند.

آيا ميدانيد ؟ که اين تشريفات و تتبع هنگام رسيدن اجل به غير از انس و جن به ديگر حيونات مرعی الاجراء نيست فقط هنگام وصول مرگ شان روح هر جنس با آلهء مثل مقناطيس مخصوص خود که به دست ملکی است جذب می شود و به محشر فقط برای تأمين عدالت يکبار زنده شده هر ظلمی را که حيوان مثل او و يا غير وی بر او نموده باشد جبيره کرده خاک می شوند و کفار به مشاهدء اين عمل گويند: « يَلَيتَنِی کُنتُ تُرَبًا» (نبا/٤٠)
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 16:38  توسط داوود جلالی پور  | 

اســـــــرافــیـــــــــل


اسرافیل نام فرشته‌ای از ملائکه مقرب خداوند است که بیشترین شهرت او به نفخ صور، به هنگام برپایی قیامت است. می گویند اسرافیل واژه ای با ریشه عبرانی است مرکب از «اسراف» یا «سراف» به معنی «بنده» و «ایل» به معنی «خداوند».
در قــرآن کـریـم به نام اسرافیل تصریح نشده است و تنها در روایات، سخن از این فرشته به میان آمده است. در قرآن کریم از نفخ صور، سخن به میان آمده ولی به نام دمنده در آن اشاره ای نشده است، اما روایات تفسیری، نام ِ دمنده‌ی صور را که در هنگام برپایی قیامت صورت می‌پذیرد اسرافیل ذکر کرده اند.
به هر حال اسرافیل در کنار جبرائیل، میکائیل* و عزرائیل یکی از چهار ملک مقرب خداوند به شمار می آید.
می گویند اسرافیل دارای دو نفخ صور است: با نفخ صور اولی تمام موجودات عالم می‌میرند و جهان به پایان می‌رسد، و با نفح صور دیگر موجب زنده شدن و برخاستن مردگان در آخرت می‌شود.


میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خدا و مأمور روزی رساندن به مخلوقات است .

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 16:37  توسط داوود جلالی پور  | 

جبرئــــــیـــــــــل


جبرئیل، در زبان عبری به معنای "مرد خدا" است. او یکی از چهار فرشته مقرب و برترین آنها و در ادیان ابراهیمی، رابط میان خداوند و پیامبران است.
این نام تلفظ‌های دیگری چون جبرائیل و جبریل نیز دارد. از جبرئیل به نام‌های فرشته وحی، امین وحی، عقل اول، ناموس اکبر، روح اعظم و ... نیز یاد می‌شود.
در تاریخ یهودیت، مسیحیت و اسلام از نقش جبرئیل بسیار نقل شده است.
جبرئیل ابراهیم علیه السلام را از آتش نجات داد، موسی علیه السلام را در مبارزه با فرعون حمایت کرد، فرعونیان را در رود نیل مصر غرق کرد، به داوود ساختن زره آموخت، به دانیال نبی تعبیر رؤیا آموخت، زکریا را به ولادت یحیی و مریم را به ولادت عیسی علیه السلام بشارت داد، و قرآن را بر پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم نازل کرد.
او گاهی به صورت واقعی خود و گاهی به شکل جوانی خوشرو به نام دحیه کلبی به حضور پیامبر می‌رسید. او در شب معراج همسفر پیامبر بود و در منتهای معراج، در سدره المنتهی باز ماند و به پیامبر گفت دیگر اجازه ندارد که پیش رود، و رسول خدا به تنهایی به معراج ادامه داد.
بنا بر بعضی روایات، جبرائیل پنجاه بار بر حضرت ابراهیم علیه السلام، چهارصد بار بر موسی علیه السلام، ده بار بر عیسی علیه السلام و بیست و چهار هزار بار بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است.

شیخ مفید در روایتی آورده است:«جبرئیل در میان فرشتگان به شکل مردی میان بالا، سپید پیشانی، سیه چشم، و دارای چهار بال سبز مرصع لؤلؤ است.»
و در حدیث دیگری او دارای ششصد بال مرصع به دُر است.


+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 16:36  توسط داوود جلالی پور  | 

ویژگی های فرشتگان

بى شك وجود فرشتگان ـ مخصوصاً با آن ويژگيها و مقامات و اعمالى كه قرآن براى آنان شمرده ـ از امور غيبيّه است كه براى اثبات آن با آن صفات و ويژگيها راهى جز دلایل نقلی وجود ندارد؛ زیرا بشر با توجه به ابزار محدود شناختی که در اختیار دارد، نمی تواند به حقیقت آن ها پی برد(برای توضیحات بیشتر در مورد محدودیت حواسّ انسان به مقاله جن مراجعه کنید).

قرآن مجيد براى آنها ويژگيهايى مى شمرد:

1. آنها موجوداتى عاقل و باشعورند.
2. همگى سر بر فرمان خدا دارند و هيچ گاه معصيت و نافرمانى نمى كنند (انبیاء، 19 و 20 و 27)(اعراف، 206)(بقره، 30).
3. پیش از انسان ها آفریده شده اند (بنگرید: آیات خلقت).
4. وظايف مهم و بسيار متنوّعى از سوى خداوند بر عهده دارند. از جمله مواردی که در قرآن به آن اشاره شده است:
1. میراندن انسان ها، که وظیفه عزرائیل(ملک الموت) و یاران اوست (سجده، 11)(نحل، 28 و 32)(انعام، 61).
2. آوردن وحی، که وظیفه جبرئیل و یاران اوست (شعراء، 194)(آل عمران، 39 و 42 و 45)(نحل،2).
3. نوشتن اعمال انسان ها (ق، 17 و 18)(یونس، 21)(انفطار، 10 تا 12).
4. حافظان انسان ها (انعام، 61)(رعد، 11).
5. حاملان عرش الهی(تدبیرکنندگان عالم) (غافر، 7)(حاقه، 17).
6. استغفار و شفاعت برای مومنان و دیگران(غافر، 7 تا 9)(انبیاء، 26 تا 28)(نجم، 26).
7. یاری اهل ایمان.
8. فرشتگان بهشت، و موکلان دوزخ (رعد، 23 و 24)(مدثر، 27 تا 31)(زخرف، 77).
5. فرشتگان داراى مقامات مختلفند و همه در يك سطح نيستند.
6. پيوسته تسبيح و حمد الهى به جا مى آورند.
7. گاه به صورت انسان يا به صورتى ديگر بر انبيا يا انسان‌هاى شايسته اى مانند مريم(عليها السلام)ظاهر مى شوند.

و اوصاف ديگر كه شرح همه آنها در اين مختصر نمى گنجد.

سنّت الهى بر اين جارى شده است كه براى نشان دادن قدرت و عظمت خويش و اهداف و اغراض ديگر، امور جهان هستى را به وسيله فرشتگانى كه سر بر فرمان او هستند و سستى و فتور و سهو و نسيان و كندى در اطاعت ندارند، اداره كند و هر يك از اصناف آنها برنامه اى معيّن و منظّم داشته، و كارگزاران كشور بى انتهاى حقّ باشند.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 16:34  توسط داوود جلالی پور  | 

ملائكه چگونه اند؟

در آيات قرآن مجيد، بحثهاى فراوانى درباره ملائكه و فرشتگان و صفات و ويژگيها و اعمال و افعال و مأموريتهاى مختلف آنان ديده مى شود كه اگر جمع آورى شود كتابى را تشكيل مى دهد.

در روايات اسلامى نيز بحثهاى بيشترى درباره فرشتگان و اعمال و صفات و مقامات آنها وارد شده است، ولى شايد بحث صريحى در هيچ كدام از اينها درباره ماهيّت ملائكه به چشم نمى خورد. به همين دليل در ميان دانشمندان درباره ماهيّت آنها گفتگوست.

علماى كلام بلكه اكثريّت دانشمندان اسلام، آنها را موجوداتى جسمانى (از جسم لطيف) مى دانند. در بعضى از تعبيرات كلمه نور به عنوان ماده اصلى تشكيل دهنده فرشتگان آمده است و در عبارت معروفى كه در بسيارى از كتب آمده، مى خوانيم:«اَلْمَلَكُ جِسْم نُورِيّ...».

قول ديگر مربوط به جمعى از فلاسفه است كه ملائكه را مجرّد از جسم و جسمانيات مى دانند و معتقدند آنها داراى اوصافى هستند كه در جسم نمى گنجد.

گرچه اين بحث كه ماهيّت ملائكه، مجرّد از جسم است يا غير مجرّد، اثر چندانى ندارد، ولى ظاهر آيات و روايات ـ اگر نخواهيم توجيه و تفسير خاصّى براى آنها در نظر بگيريم ـ آن است كه آنها از اين مادّه كثيف و خشن عنصرى نيستند، ولى به هر حال مجرّد مطلق نيز نمى باشند. زيرا زمان و مكان و اوصاف ديگرى كه لازمه جسم و جسمانيّت است براى آنها در آيات و روايات آمده است.


+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 16:32  توسط داوود جلالی پور  | 

فرشتگان الهی

فرشته ها(فرشتگان، ملائکه) موجوداتی پاک و فرمانبردارند، که امور عالم را به اذن خداوند انجام می دهند. آنها وظايف مهم و بسيار متنوّعى از سوى خداوند بر عهده دارند. گروهى حاملان عرش، گروهى مدبّرات امر، گروهى فرشتگان قبض ارواح، گروهى مراقبان اعمال بشر، گروهى حافظان انسان از خطرات، گروهى امدادگران الهى براى مؤمنان در جنگها، گروهى مأمور عذاب و مجازات اقوام سركش و گروهى مبلّغان وحى و آورندگان پيام الهى و كتب آسمانى براى انبيا هستند.

همه مذاهب اسلامی همداستانند که ایمان به ملائکه(فرشتگان الهی) از ارکان ایمان است، و قرآن کریم در آیه 285 بقره بدان تصریح کرده است: «ءَامَنَ الرَّسولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كلُّ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ مَلَئكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسلِهِ: پيامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده ايمان آورده است، و همه مؤ منان (نيز)، به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگانش ايمان آورده اند.»
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 16:30  توسط داوود جلالی پور  | 

مطالب قدیمی‌تر